نیمهشبهای اسفند و فروردین ۱۴۰۵ بود که آسمان ایران نه با نور ستارگان که با آتش بمبها روشن شد. از ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملات آمریکا و اسرائیل، آرامش را از دانشگاهها و مراکز علمی این سرزمین گرفتند. دستکم ۳۰ دانشگاه ایران به طور مستقیم هدف حملات هوایی قرار گرفتند. پشت دیوارهای کتابخانهها، آنجا که قرار بود جوانان ایران فردایی بهتر بسازند، آوار و خون نشست. دشمن نمیتواند ببیند ایران عزیز با وجود این همه محدودیتها، تحریم و کارشکنیها در عرصههای علمی و فناوری بدرخشد و میخواهد با حمله به اماکن دانشگاهی و ترور فیزیکی شخصیتهای علمی، جلوی این پیشرفت ها را بگیرد. لیکن توجه ندارد که این پیشرفتها در کشور ما بومی و نهادینه شدهاند و به یک فرد، یک مرکز و یا یک دانشگاه محدود نمیشوند.
مقدمه
حملات اخیر و اقدامات خصمانه دشمن آمریکایی-صهیونیستی، تنها به میدانهای جنگ محدود نشد. دشمن این بار کلاس درس را هدف گرفت، کتابخانه را نشانه رفت، خوابگاه دانشجویی را با خاک یکسان کرد. از ۹ اسفند ۱۴۰۴، دستکم ۳۰ مرکز علمی و دانشگاهی ایران مورد اصابت قرار گرفتهاند.
اما آمار که هیچ، پشت هر عددی یک قصه پنهان است: ۱۸۰ دانشجو که دیگر به خانه برنگشتند، ۱۸ دختر جوان که آرزوی پزشک و مهندس شدن در سینه داشتند، ۱۲ استاد که عمری علم را سینه به سینه منتقل کردند، ۵ کارمند که بیادعا خدمت میکردند. و حدود ۱۶۰ ساختمان دانشگاهی که حالا هر کدام ویرانهای بیش نیستند. این جنایات، نه در یک میدان نبرد، که در قلب مراکز علمی و در امنترین پناهگاههای بشری رقم خورد.
این اقدامات، نقض آشکار بنیادیترین قواعد حقوق بینالملل است. منشور ملل متحد توسل به زور را ممنوع کرده، کنوانسیونهای ژنو مراکز علمی و غیرنظامی را مصون دانستهاند. اما دشمن این بار به همه این قواعد پشت پا زد. ترورهدفمند نخبگان علمی، بمباران انستیتو پاستور و دانشکده لیزر دانشگاه شهید بهشتی، تخریب آزمایشگاههای داروسازی دانشگاه شیراز و خاکستر کردن دانشگاه صنعتی اصفهان، همه در حالی رخ داد که جهان نظارهگر بود.
دانشگاه شهید بهشتی؛ خاکستر لیزر و نور
دانشگاه شهید بهشتی در شمال تهران، در روز جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، صحنه یکی از تلخترین جنایات جنگی دشمن آمریکایی-صهیونیستی بود. حمله به پژوهشکده لیزر و پلاسما، قلب تپنده تحقیقات فوتونیک ایران، نه فقط یک ساختمان که بخشی از هویت علمی این سرزمین را با خاک یکسان کرد. خبرنگاران حاضر در محل، صبح روز بعد ویرانهای را توصیف کردند که بوی سوختگی هنوز از آن بلند بود و کتابها و تجهیزات آزمایشگاهی در میان آوار پراکنده بودند. این پژوهشکده فقط یک مرکز تحقیقاتی نبود؛ آن را مردی اداره میکرد که نامش با افتخار علم ایران گره خورده بود: دکتر محمد مهدی طهرانچی، فیزیکدان برجسته نظری، دانشمند هستهای و رئیس اسبق دانشگاه آزاد اسلامی که در آن هنگام ریاست دانشگاه شهید بهشتی را بر عهده داشت. دکتر طهرانچی در موج اول حملات هوایی اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن، به شهادت رسید. او که مدیر آزمایشگاه مگنتو-فوتونیک این پژوهشکده بود، هدفی جز پیشرفت علم ایران نداشت و دشمن او را چون سدّی محکم در برابر اهداف شوم خود میدانست.حالا شاگردان او، در میان همان آزمایشگاههایی که روزی استادشان با چشمانی امیدوار راه میرفت، آوار برمیدارند. خوابگاههای نزدیک دانشگاه نیز آسیب دیدند، اما گویا دشمن دقیقاً میدانست چه میکند؛ هدف، قلب پژوهشکده بود، جای پای استاد شهید؛ وزیر علوم ایران با چشمانی اشکآلود گفت: “در قرن ۲۱، حمله به مراکز علمی یعنی بازگشت به عصر حجر”دانشگاه شهید بهشتی در بیانیه خود این اقدام را “حمله آشکار به عقل، پژوهش و آزادی اندیشه” خواند و از جامعه دانشگاهی جهان خواست که در برابر این جنایت سکوت نکنند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟