در چهاردهمین روز از فروردین سال ۱۴۰۵، پژوهشگاه لیزر و پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی تهران مورد حملهی هوایی قرار گرفت. این حمله باعث تخریب بخش وسیعی از پژوهشگاه شد؛ و پروژه ها و آزمایشات زیادی به تعلیق افتاد. حملهای که منجر به شهادت چند تن از دانشجویان و اساتید مجرب این پژوهشگاه شد. پژوهشگاهی که فقط یک مرکز علمی و پژوهشی بود، نه یک مکان نظامی و استراتژیک.
پژوهشگاه علمی لیزر و پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی تهران در روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۵، توسط هواپیماهای جنگندهی آمریکا و همکاری رژیم صهیونیستی هدف قرار گرفت؛ به منظور تخریب مراکز علمی، پژوهشی و آینده ساز این مرز و بوم برای جلوگیری از استقلال ایران.
این پژوهشگاه مکانی برای پژوهش ها و آزمایشات پژوهشگران این دانشگاه بوده و حاصل اندیشه های دانشمندان و پژوهشگران زیادی از جمله شهید طهرانچی در این پژوهشگاه قابل مشاهده بود. باور ما بر این است که دشمن، نه تنها نظامیان، که دانش و پژوهش ما را نشانه گرفته است. چیزی که اساساً خاریسیت در چشمان او. چرا که یک کشور با موقعیت قوی استراتژیک و پژوهش های قوی را نمیتواند تحت کنترل داشته باشد.
لیزر و پلاسما: پژوهشی در راستای قدرت و امید
سال ۱۴۰۵ با اتفاقات ناگواری برای مردم شروع شد. آزمایشگاهی در اواسط فروردین مورد حملهی قرار گرفت که در ۲۴ اردیبهشت سال ۱۴۰۴ بازدید کنندگانی مشتاق را به خود دید. توضیحاتی ارائه شد مبنی بر اینکه این پژوهشگاه تنها در مقاطع ارشد و دکتری در گرایش هایی همچون فوتونیک، بیوفوتینک، مهندسی پلاسما، مهندسی فوتونیک و فوتونیک کوانتوم دانشجو میپذیرد. در حالی که یک سال بعد این پژوهشگاه چیزی جز یک مخروبه نبود. در همین راستا صحبتی با سرکار آقای «سید محمدصادق موحد» عضو هیئت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی و همچنین آقای محمد صدرا ماهینی دانشجوی فیزیک این دانشگاه صورت گرفته بود.
استاد موحد توضیحاتی در خصوص دانشگاه شهید بهشتی ارائه کردند. ایشان در مابین حرفهای خود به این اشاره کردند که دانشگاه شهید بهشتی، واقع در پایتخت ایران، بالغ بر ۳۰ دانشکده و پژوهشکده دارد؛ و ساختمان مورد هدف قرار گرفته، پژوهشکده لیزر و پلاسما و آزمایشگاه تصویر برداری نوری دکتر برادران قاسمی است. همچنین اظهار داشتند که دکتر برادران قاسمی از دانشآموختگان دورهی دکترای پژوهشکدهی لیزر و پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی بودند که چند سال قبل فوت کرده اند.
از نخستین گام های رهبر شهید تا خرابه هایی جان گداز
وقتی حرف از خرابی ها میشود، ذهن عموم مردم به این سمت پرواز میکند که نخستین بار چه چیزی باعث تشکیل این جا شد؟ چه کسانی یا چه بودجه ای؟
سابقهی شکل گیری این مجموعه به دههی ۸۰ شمسی برمیگردد. زمانی که رهبر شهیدمان بازدیدی از دانشگاه شهید بهشتی داشتند؛ شهید طهرانچی و سایر دوستان توضیحاتی ارائه کردند. در نتیجه تصمیم بر این شد، حمایت ویژهای برای راهاندازی پژوهشکده صورت گیرد، متمرکز بر فعالیت هایی همچون اپتیک، لیزر، حوزهی نورشناسی، پلاسما و موضوعات مشابه. تلاش های فراوانی برای زیرساختهای تولید علم و دانش و فناوری برای میهن عزیزمان صورت گرفت. مجموعهای متمرکز بر پژوهشها در حوزهی تحصیلات تکمیلی، ارشد و دکتری. جامعهی علمی اذعان داشته که پژوهشکدهی لیزر و پلاسما چه در ایران و چه در فضای بین المللی برای توسعهي فناوری، دانش فنی و فعالیتهای علمی، همچنین حوزههای بشر دوستانه، پیشتاز و پیشقدم بوده است. در این پژوهشکده چیزی در حدود ۲۰ دانشجوی کارشناسی ارشد، حدود ۱۰ دانشجوی دکتری و حتی تعدادی پژوهشگر پسادکتری به طور مستقیم و تحت نظر همکاران مشغول پروژههای علمی بوده اند. پژوهشکدهای که در حال حاضر چیزی بیش از یک مخروبه نیست. مخروبهای که امید و آرزوهایی را به دوش میکشید و ملتی را به پیشرفت وامیداشت.
پژوهشهای نظامی؟ یا بهانهای برای حملههای فریبکارانه و سیاسی؟
پژوهشکدهی لیزر و پلاسما، پژوهشکدهای نظامی نبوده و حتی با سرچی در اینترنت و مشاهدهی فعالیت های پژوهشکده میتوان متوجه چنین چیزی شد. در ایران پژوهشکدههای دانشگاهی برای هدف های علمی و نه نظامی استفاده میشوند. در حالی که پژوهشکدههای نظامی در مکان هایی خاص و جدا از اکثر پژوهشکدههای دانشگاهی انجام میشود. شاید در این میان افرادی در پژوهشگاههای دانشگاهی باشند که در پژوهشکدههای نظامی هم مشغول بوده باشند، اما در این پژوهشگاه هیچ پژوهش نظامی انجام نشده است.
حال سوالی که ذهن عموم را درگیر کرده این است، آیا رژیم صهیونیستی و آمریکا به علت باور غلط به پژوهشکدهی مورد نظر حمله کردهاند؟ یا آنها قصد های شومی برای ملتی کشیدهاند که سالها با خوندل خوردن، خود را بالا کشیده و جوانانی را به پای حفظ آینده فدا کردهاند! آیا این هم یک حربهی سیاسیست؟ یا نه آنها واقعا آیندهی ما را هدف گرفتهاند؟ غیرتمان را، غرورمان را و حتی آرزوهایمان؟ آمریکایی که اذعان دارد از همه چیز باخبر است. پاسخ چنین سوالاتی را هیچکس نمیتواند مستقیم دهد، در این راه، درختان تنومند زمین خورده و ریشه های از خاک جداشدهی پژوهشکده، قطعا راهنمای خوبی خواهند بود.
دانشگاه پلیست برای ارتباط نظرات متفاوت و اتصال آدمهایی با عقایدی که در جامعه هرگز یکدیگر را ملاقات نمیکنند و پژوهشکده به این اتصال جهت میبخشد.
راه استقامت؟ دوگانه سازی برای وطن پرستی و ایدئولوژی بیمعناست.
هرکس تاریخ را مرور کند میبیند، در دو و نیم قرن گذشته ایران شروع کنندهی هیچ جنگی نبوده و همیشه مجبور به دفاع از خود بوده است. ایرانی با تمدنی بزرگ و قدمتی که خیلی از کشورها در مقابل آن سرتعظیم فرود میآوردند.
اگر ایران میخواهد آیندهای داشته باشد، آیندهای که جوانان آزاد باشند و آزاده، لازم است استقامت کنیم. چون هیچ ملتی برای ملت دیگر دل نسوزانده، آن هم ملتی مانندآمریکا که مشکلات در کشورشان بیداد میکند.
آنها نه به دنبال کمک به ما، که چشم به دارایی این مرز دوختهاند. داراییهایی که سالیان طولانی و توسط دستانی قدرتمندتر از هر نیرویی به ما ارزانی داشته. خداوندی که اینچنین ما را در نعمت های فراوانی قرار داده است. دوگانهسازی میان وطن پرستی و ایدئولوژی بیمعناست. هرشخص منصفی میتواند ببینند رابطهای میان جهان بینی و وطن پرستی وجود دارد و این باعث تقویتشان میشود.
دانشگاه را آدمهایی با نقطهنظرات گوناگون فرا گرفتهاند. دانشگاه اندیشه را میسازد، افکار را تولید میکند و آدمها را وادار به حرکت میکند. در هر کشور و هر دانشگاهی نیز دانشجویان نقدها و نظراتی دارند. اگر نظرات متفاوت وجود نداشته باشد عالم بی معناست، زندگی پوچ و بیهوده میشود. اگر اینها نباشند عالم ساکن میشود و رکودی را به ارمغان می آورد که یک هدیه از تاریکیست. روشنایی نیاز به پویایی دارد، روشنایی نیاز به آدمها دارد، نیاز به نظرات متفاوت، پس اگر دیروز بیمارستان ها طعم هجوم را چشیدند، امروز پژوهشکده هدف قرار گرفت، آیا میتوان مطمئن بود فردا سند آزادیمان هنوز در دستان خودمان است؟ مخروبه ها جواب را به من میگویند، کاغذ ها و قلم های مانده زیر آوار و پژوهش های ناتمام سند اعتماد به دستم میدهند و درختان روی خاک افتاده آن سند را مهر میکند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟